تبليغاتX
کلمه - وقتی ردیف اسمی جواب نمی دهد

 

ای به رنگ تیغ، رگهای تو خون افشان و گرم

وی لبت شور ِ سر از تن باختن، خندان و گرم

 

داغ بر جا مانده از دیدار رخسار که ام؟

جز تو ای یار، ای تن ِ تنها تن ِ عریان و گرم

 

شوق آغوشی که در آغوش پنهان کرده ای

می درد پیراهنم را بر تنم پنهان و گرم

 

با تو در افسانه ها و اسوه ها، تر کرده ام

دامنی دامنکشان در خاک و خون غلطان و گرم

 

لغزش پایی که در پایت بریزد اشک را

استوارم می کند، آرام، در توفان و گرم

 

سردی دست نفس در کار یاران دیده ام

سرد اما نیستم این فصل تابستان و گرم

 

+ به روز شده توسط مهدی آیت در جمعه هشتم خرداد 1388 |