وحشت از آیینه های روبرو را می شناسم
رو نیاوردن به سوی گفتگو را می شناسم
با من از این کوچه بگذر، آن خیابان را رها کن
چند و چون ِ هیچ وپوچ ِ هایوهو را می شناسم
آرزوها داری آری: ...آهآنجا، ...کاش می شد،
می شود! فرجام ِ تلخ ِ آرزو را می شناسم
جویبار خرد، تا دریا، ...چه می گویم؟ روان شو
جستجو کن؛ ...حاصل این جستجو را می شناسم
با وجودِ عشق: یعنی چیره گی بر مرگ، حتی،
فقر: این زخم ِ سیاه ِ بی رفو را، می شناسم
چشم بستن از چراغ ِ دیگران شد آفتابم
گرچه دورم از تو ای همسایه! او را می شناسم.
***
برای دانلود فایل صوتی این غزل اینجا کلیک کنید
فرمت:wma
حجم: ۲۷/۱ مگابایت
+ به روز شده توسط مهدی آیت در پنجشنبه نهم خرداد 1387
|